مدل ساعت شیک

پیامک روز مرد خنده دار , رنگ روژ لب سال , دانلود اینستاگرام ورژن قدیمی برای اندروید , عکس هاي فريبا کوثري , ساعت شیک زنانه , کد پشواز کاری ب کارم نداری , مدل-لباس-مجلسی- , عکس های کیک روز معلم , سفارش جدیدترین سرویس تخت خواب نوجوان , مانتو و لباس مجلسی


 

 

آب جوش رنگی معطر جای چای را گرفته است


مردم ایران چای خارجی مرغوبی را با قیمت بالا مصرف می کنند که چای نیست بلکه آب جوش رنگی معطری به نام چای است در حالیکه چای ایرانی کیفیت بسیار عالی دارد که از آن غفلت شده است.

       

به گزارش خبرنگار مهر در رشت، ملاک کیفیت چای تنها رنگ نیست که برخی شرکتهای خارجی با رنگهای شیمیایی، چای آن را پررنگ جلوه می دهند همچنین اسانس و طعم شیمیایی هم معیار نیست چون زیان آن از نفعش بیشتر است.

 

لزوم سرمایه گذاری اصولی در بخش باغبانی

 

بخش کشاورزی بدلیل برخورداری از رشد مستمر قابلیت صادرات محصولات و نقش حیاتی در تامین امنیت غذایی و چالشهای جهانی پیش روی تامین غذا مستلزم توجه و حمایت خاص است، زیربخش باغبانی بدلیل ظرفیتها و توانمندی های بالا از اهمیت ویژه ای برخوردار است و اگر مسئولان به دنبال استفاده از مزیتها و استعدادهای موجود در کشور برای درآمد ارزی و اشتغال هستند لازم است، راهکارهای مناسب را برای سرمایه گذاری اصولی در همه زیربخشهای کشاورزی بخصوص بخش باغبانی فراهم آورند.

 

یکی از محصولات استراتژیک و مهم در زیربخش باغبانی محصول برگ چای است، چای تنها محصول باغبانی کشور است که بدلیل مصرف عام و روزمره جزو کالاهای اساسی کشور قرار گرفته و با توجه به اینکه همه ساله ده ها میلیون دلار ارز برای واردات آن صرف می شود افزایش و خودکفایی در تولید آن مورد توجه است.

 

چای ایران سالمترین و بهداشتی ترین چای دنیاست

 

یکی از مسائل مهم مربوط به بخش کشاورزی و مواد غذایی، سالم و بهداشتی بودن محیط است که مناطق کشور در شمال ایران از آن برخوردار است. چای ایران بدلیل اینکه در مزارع از سم استفاده نمی شود از مرغوبترین و سالمترین چای دنیاست، چای ایران بدلیل بهداشت محیط مزارع از بهداشتی ترین چای های دنیا ست.

 

چای ایران با داشتن کافئین مناسب به مقدار ۲.۵ تا ۲.۸ به رغم چای سایر کشورها که دارای کافئین بالا به مقدار ۳.۸ و مضر برای قلب است، بهترین نوع چای و تقویت کننده قلب و مانع سکته های قلبی است.

 

در حال حاضر مراکز تحقیقاتی در ایران و سایر کشورها بالاخص کشورهای اروپایی با بررسی همه جانبه نسبت به انواع تولیدی در کشورهای مختلف و آنالیز کردن تمام مواردی که در چایهای مختلف وجود دارد به این نتیجه رسیده اند که بدلیل شرایط آب و هوایی و بهداشتی مزارع چای در ایران و با توجه به مقدار رطوبت و تابش آفتاب و مهمتر از همه عدم استفاده از سموم آفات نباتی و کود نامناسب یکی از بهترین انواع چای در دنیاست و به همین دلیل ارسال اولین نمونه برای صادرات به کشورهای اروپایی و ژاپن مورد استفاده قرار گرفته است.

 

ویترین مغازه ها از انواع چای خارجی پراست

 

چای در سبد مصرفی خانوار ایرانی جایگاه ویژه ای دارد مطالعات انجام شده در این زمینه بیانگر آن است که از چای بعنوان کالایی نام می برند که همه خانواده های ایرانی از آن استفاده می کنند و خانواده های کم درآمد نیز همواره و در هر شرایطی سعی در مصرف آن داشته اند.

 

به هر حال تبلیغات مسموم چای خارجی موجب شد تا چای خارجی در میان مصرف کنندگان ایرانی از مقبولیت ویژه ای برخوردار شود، امروزه حتی بهترین چای تولید داخل در مقابل مارکهای مختلف چای خارجی میدان را واگذار کرده این در حالیست که همواره برای حمایت از تولیدات داخلی واردات انواع چای خارجی بصورت قاچاق مطرح بوده است و ویترین مغازه ها از انواع چای خارجی پر شده است و گفته شده است ورود چای به کشور تنها از طریق قاچاق صورت می گیرد.

 

حرکت فرهنگی سدی در برابر سیل ورود کالاهای قاچاق به کشور

 

یکی از روشهای مهم برای جلوگیری از ورود کالاهای قاچاق به کشور به غیر از برخوردهای فیزیکی " حرکت فرهنگی " است که با ایجاد یک موج فرهنگی و هنر در جامعه و اذهان مردم می توان با افزایش مصرف چای داخلی از سوی مردم میزان کاهش مصرف چای خارجی یعنی افزایش تقاضا برای خرید چای تولیدی، داخلی و کاهش تقاضا برای خرید چای وارداتی از سوی مصرف کننده اقدامات اساسی را صورت داد.

 

البته این حرکت زمانی می تواند تاثیر گذار باشد که سازمانها، نهادها و اتحادیه های تولید کننده چای داخلی نسبت به افزایش کیفیت تولید اقدامات اساسی صورت دهند.

 

یکی از طرح های بسیار مناسب فرهنگی و هنری برگزاری جشنواره و نمایشگاه با این موضوع است که جلب توجه اصحاب فرهنگ و هنر به این مقوله نه تنها جامعه را با این محصول ملی و استراتژیک آشنا می سازد بلکه تولید کنندگان و بهره برداران چای کشور را نیز وادار می کند تا نسبت به این استقبال حساسیت بیشتری به کیفیت تولید نشان دهند و به این طریق می توان ساختار صنعت چای کشور را اصلاح کرد.

 

یک چایکار لاهیجانی در این باره گفت: در مزارع حاصلخیز شمال ایران به ویژه لاهیجان بوته چای با کیفیت عالی می روید که با همتایان چینی و هندی خود برابری می کند.

 

محمد جعفری با اعلام اینکه چایکاران، برگه های چای را که صددرصد طبیعی با دقت بالا می چینند، افزود: چای ایرانی حاوی مواد شیمیایی و نگهدارنده نیست، طبیعی و سالم است و برخلاف چای وارداتی از رنگ و طعم خوبی برخوردار است.

 

در چای خارجی به دلیل پائین بودن کیفیت از مواد نگهدارنده استفاده می شود

 

وی تاکید کرد: در چای خارجی به دلیل پائین بودن کیفیت از مواد نگهدارنده استفاده می شود.

 

این چایکار لاهیجانی خاطرنشان کرد: مردم تمایل زیادی برای نوشیدن چای ایرانی که در مقایسه با چای خارجی زمان بیشتری برای دم کشیدن نیاز دارد، ندارند ولی چای ایرانی از بو و رنگی برخوردار است که راز کیفیت آن است.

 

مهمترین نکته در خرید هر کالا از جمله چای، قیمت کالا و کیفیت و مرغوبیت کالای موردنظر است، حال سئوال اینکه باید برای خرید چای مرغوب به چه نکاتی توجه کرد.

 

یک کارشناس صنایع غذایی معتقد است که رنگ چای نشانه مرغوبیت آن نیست، ولی بسیاری از شهروندان ایرانی و حتی خارجی اعتقاد دارند که چای باید بسیار خوش رنگ باشد.

 

میزان کافئین چای ایرانی ۲.۵ تا ۲.۸ درصد است

 

محمد اسدی فر افزود: میزان کافئین چای ایرانی ۲.۵ تا ۲.۸ درصد و کافئین چای هند، سریلانکا و کنیا ۳.۸ تا چهار درصد است و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی به تولید چای بدون کافئین اقدام می کنند.

 

وی عنوان کرد: رنگ چای در اثر عمل تخمیر فرمانتاسیون با خروج عصاره چای و ترکیب با اکسیژن هوا، عمل اکسیداسیون ایجاد می شود.

 

وی ادامه داد: تفاوت چای ایرانی و خارجی ناشی از شرایط جغرافیایی است که به دلیل وجود آفتاب در کشور ایران محصولات غذایی ایران نسبت به محصولا ت دنیا از برتری نسبی بالایی برخوردار است.

 

یک فروشنده چای فومنی در این خصوص گفت: در مناطق شمالی کشور از جمله لاهیجان، فومن، سیاهکل، لنگرود، املش، رودسر و سایر مناطق چای خیز که عادت نوشیدن چای ایرانی را حفظ کرده اند هرگز نمی توانند طعم چای خارجی را بپذیرند.

 

قاسم رجبی افزود: مصرف کنندگان داخلی همواره به دنبال چای مرغوب و البته با نرخ بهتری هستند و حاضرند پول خوبی بابت چای مرغوب و با کیفیت بدهند.

 

این فروشنده چای خاطرنشان کرد: هم اکنون اکثر چای های موجود در بازار خارجی است و چای داخلی مشتری کمتری دارد و دلیل اصلی این موضوع نیز کیفیت بالای چای های خارجی است.

 

وی یادآور شد: بیشتر خریداران به دنبال چای بسته ای با رنگ و طعم مناسب و البته قیمت متعادل تری هستند و فروش چای فله ای نسبت به چای بسته ای کمتر است.

 

سالانه ۱۴۰ هزار تن چای وارد ایران می شود

 

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل به مقوله واردات بی رویه چای اشاره کرد و افزود: نیاز امروز کشور به چای ۱۲۰ هزار تن در سال است اما با کمال تاسف۱۴۰ هزار تن چای وارد ایران می شود.

 

یوسف قاسمی گولک در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به صنعت چای کشور اظهار داشت: تولید چای در ایران در حوزه منطقه استانهای شمالی، از فومن شروع و تا رامسر و تنکابن ادامه می یابد که حوزه تولید برگ چای ایران در چنین حوزه جغرافیایی است.

 

وی با اعلام اینکه واردات بی رویه، نبود حمایت کافی و سیاستگذاری از سوی عوامل دولت از مشکلات اساسی صنعت چای است، بر ضرورت تسریع در رفع مشکلات این محصول راهبردی تاکید کرد.

 

نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل به مقوله واردات بی رویه چای اشاره کرد و افزود: نیاز امروز کشور به چای ۱۲۰ هزار تن در سال است اما با کمال تاسف ۱۴۰ هزار تن چای وارد ایران می شود.

 

وی همچنین در توضیح نبود حمایت کافی در صنعت چای خاطرنشان کرد: کشت چای در سه بخش صنعت، بازار و باغ تعریف می شود اما این سه مورد هماهنگ نشده و انسجام نیافته اند که باعث تزلزل در پایه های اساسی به ویژه در کیفیت چای شده است به نوعی که امروزه اکثر چای تولید داخل در انبارهای متروکه ایران موجود است.

 

قاسمی گولک با اشاره به اینکه چای ایرانی عطر و طعم خاص خود را دارد، یک طعم تلخ کمی که تنها شمالی ها آن را می شناسند، افزود: اسانسهایی که امروز به چایها می زنند و رنگهای که اضافه می کنند، طعم چای را خراب کرده است.

 

چای با کیفیت شمال باید به ویترین های فروش بازار ایرانی هدایت شود

 

وی گفت: متاسفانه همه این چیزی که مردم ایران به نام چای خارجی مرغوب با این قیمت بالا مصرف می کنند، چای نیست بلکه آب جوش رنگی معطر به نام چای است، در حالیکه چای ایرانی کیفیت دارد و باید دوباره احیا شود.

 

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس ادامه داد: جلساتی که در سطح سندیکاها و باغداران کشور گذاشته شده، سعی بر این است که یکبار دیگر ذائقه مردم ایران را با عطر و بوی خوش چای ایرانی آشنا و این چای با کیفیت به ویترین های فروش بازار ایرانی هدایت شود.

 

وی همچنین یادآور شد: زیرساختهای کشاورزی استان گیلان همچنان نیاز به حمایت دارد و اگر چتر حمایتی دولت نباشد، تولید نمی تواند پایدار باشد و به حیات خود ادامه دهد.

 

به هر حال مقوله " اسانس زدن " و " رنگ زدن " از مواردیست که باعث شده چای خارجی با استقبال چشمگیری مواجه شود اما فرمول بسیار ساده ای نیز وجود دارد که می گوید " چای مرغوب نیازی به افزودنی های مانند رنگ و اسانس ندارد " زیرا اسانس مضر است و آنهای که با این کار ترکیب، رنگ، شکل و بوی چای را عوض می کنند تا بازار و فروش خود را افزایش دهند خیانتی در حق مردم و مصرف کنندگان می کنند./خبرگزاری مهر


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط aliqoliaqa

 

 اردوي ركابزنان دوشنبه در آزادي آغاز مي‌شود

 

 

اردوي تيم دوچرخه‌سواري جوانان استقامت و نيمه استقامت زنان و مردان 11 آبان ماه در پيست مجموعه ورزشي آزادي آغاز مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري فارس، پيام سعدي‌پور و شهاب اسلامي از لرستان، عارف بي‌گناه و حميد گهواره بند از كرج، عليرضا قهرماني راد از كرمانشاه، حامد صدقي و مجيد تقي‌فرد از كرمان، محمدرضا ايماني و امير كلاهدوز از آذربايجان شرقي، سجاد جعفرنصب از گرگان، صابر غلامي از همدان، علي هدايت‌فر از قزوين، داود اميرپور از تهران خديجه كشاورز و فهيمه شالي‌ها از قزوين، زهرا مرادي از كهكيلويه و بويراحمد، الهه حسن غلامي از خوزستان، صبا دماونديان از مازندران و بهنوش برزگر از اصفهان ركابزنان دعوت شده به اين اردو هستند.

اين اردو از 11 تا 16 آبان ماه در پيست دوچرخه‌سواري مجموعه ورزشي آزادي تهران زير نظر مربيان تيم ملي دنبال خواهد شد.../فارس


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط aliqoliaqa

 

ماه تولد

فال روزانه - جمعه 29 مهر 1390

بز

فال روز متولدین فروردین: امروز برای بیشتر فروردینی‌ها رفتن به سر كار سخت است، به خاطر اینكه ماه برج سرطان بهتان اجازه می‌دهد خودتان را پشت وظایف خانوادگی تان پنهان كنید. شاید هم شما در محل كارتان مسئولیت زیادی ندارید كه طبق برنامه منظم خود به انجام برسانید. بنابراین بهتر است برای انجام دادن كارهای معمولی وقت كمتری صرف كنید تا بتوانید با امتحان كردن راه‌های مختلف قابلیت‌های خودتان را افزایش دهید.

گاو

فال روز متولدین اردیبهشت: هم اكنون شما نمی‌توانید به راحتی محدودیت‌های خود را قبول كنید، برای اینكه ماه در سومین خانه تان یعنی خانه ارتباطات به ژوپیتر زیاده رو ملحق می‌شود. خوشبختانه امروز شما به دردسر نمی‌افتید و اوضاع بر وفق مراد خواهد بود. اما احتمال دارد كه از مسیر اصلی خود منحرف شوید، انعطاف پذیری مرموزترین اسلحه شماست.

ارديبهشت دوقلوها

فال روز متولدین خرداد: امروز شما خیلی حساس شده‌اید، ولی درست نیست كه احساسات خود را انكار كنید. در حقیقت حالا كه شما احساس تنهایی می‌كنید، ممكن است ارتباط خود را به طور كامل با همكاران و دوستانتان نیز قطع كنید. اما نمی‌توانید كاری برای این تنهایی تان بكنید؛ این مشكل تا چند روز آینده خود به خود برطرف می‌شود. در عوض به دنبال راه‌هایی برای سرگرم كردن خودتان باشید.

خرداد خرچنگ

فال روز متولدین تیر: امروز ابراز كردن احساسات مثبت برای شما ساده‌تر شده است، برای اینكه شما می‌توانید به كسانی كه به اهداف شما علاقه‌مندند كاملاً اطمینان كنید. اما افراد دیگر كمی‌ دو دل هستند و شما نمی‌توانید بگویید آیا آنها ایده‌های شما را می‌پذیرند یا نه؟! باوجود این تصمیم گیری‌هایتان را شخصی نكنید، برای اینكه آنها حتماً باید اصلاح شوند. به جای غر زدن به سر كار بروید و به فكر پیدا كردن راه‌های بهتری باشید!

تير شير

فال روز متولدین مرداد: امروز احساسات و علایق خود را برای دیگران فاش نكنید، برای اینكه آنها انقدر كه شما فكر می‌كنید ارزش اعتماد كردن را ندارند. امروز ممكن است یك نفر به شما تكیه كند و حتی احساسات‌تان را هم به بازی بگیرد! بهترین اسلحه شما خویشتن داری است، هرچقدر كه بیشتر احساسات خود را مخفی نگه دارید آنها شدید‌تر می‌شوند. پس تا موقعی كه آمادگی پیدا نكرده‌اید و دیگران نیز شایستگی اعتماد كردن را پیدا نكرده‌اند كارهای شخصی خود را انجام دهید.

مرداد

فال روز متولدین شهریور: امروز شما نمی‌توانید در مسیر و روش اصلی خود باقی بمانید، چراكه احساسات شما با اتفاقاتی كه در جهان خارج به وقوع پیوسته است فرق دارد. هم اكنون احساسات شما زیاد منطقی نیستند و ممكن است استراتژی‌های شما به شكست بینجامد، برای اینكه بر پایه واقعیت و حقیقیت شكل نگرفته‌اند. متوقف كردن بخشی از فعالیت‌هایتان بهتان كمك می‌كند تا بر روی كاری كه هم اكنون در دست دارید بیشتر تمركز كنید.

شهريور

ترازو

فال روز متولدین مهر: شما امروز مثل اردك شده‌اید!! شما مثل اردك مادر كه جوجه‌هایش را دور خود جمع می‌كند، دوستان و همكارانتان را دور خود جمع می‌كنید!! متاسفانه همه افرادی كه بهتان می‌پیوندند كارهایی كه شما می‌خواهید را انجام نخواهند داد، چراكه آنها هم كارها و برنامه‌های خودشان را دارند. به جای اینكه مثل پرنده‌ها دور هم جمع شوید، یك نفس عمیق بكشید و یكی یكی با دوستانتان صحبت كنید.

مهر عقرب

فال روز متولدین آبان: حالا كه ماه در پنجمین خانه تان یعنی خانه «ابراز كردن و مطرح كردن» خودش را با اورانوس با استعداد هماهنگ می‌كند، مسیر پیشرفت و خلاقیت و پویایی برای شما باز و مهیا است. اما شاید نتوانید به راحتی دیگران را متقاعد كنید كه به حرف‌های شما گوش بدهند، برای اینكه آنها هم برنامه‌های خودشان را دارند. اگر فكر می‌كنید كه آنها شما را درك خواهند كرد و بهتان كمك می‌كنند پس زیاد روی نظرات خودتان پافشاری نكنید.

آبان

کماندار

فال روز متولدین آذر: امروز روز خیلی زیبایی خواهد بود، به خصوص اگر شما با احساساتی كه دیروز برایتان مشكل ساز بودند راحت‌تر كنار بیایید. شاید این كار ابتدا به نظرتان سخت بیاید، ولی هرچه جلوتر می‌روید راحت‌تر می‌شود. كار كردن با دیگران لذت بخش خواهد بود، اما آن وقت شاید نتوانید تمام برنامه‌های خودتان را عملی كنید. با كمی ‌انطاف پذری می‌توانید هر دوی اینها را با هم داشته باشید.

آذر بز

فال روز متولدین دی: شما امروز به زندگی‌تان كاملاً اطمینان دارید، اما همراهی و پیش رفتن با این مسیر برایتان سخت شده است. ممكن است افرا دیگر از قوانین شما سرپیچی كنند و انتظارات شما اعم از سازندگی و سازگاری را برآورده نكنند. جلب كردن موافقت دیگران برای قبول كردن خط فكری‌تان یك چیز است، متقاعد كردن آنها برای عمل كردن به وعده‌هایشان یك چیز دیگر! صبر و شكیبایی و كمی‌ هم شوخ طبعی و خوش خلقی برای گذر از این مرحله سخت بهتان كمك می‌كند.

دي آبگير

فال روز متولدین بهمن: حالا كه احساسات غیرمعقول زیادی دور و بر شما وجود دارند، شما احساس غریبی می‌كنید و فكر می‌كنید این مشكلات پیچیده اصلاً قابل حل نیستند. برای اینكه شما هم اكنون قادر نیستید كه روی اهداف خود تمركز كرده و كارهایتان را تمام كنید. به جای اینكه كارهایتان را با روش‌های معمولی انجام داده و خودتان را خسته كنید، سعی كنید راه‌های جدید را هم امتحان كنید.

بهمن

دو ماهي که خلاف جهت هم شناميکنند

فال روز متولدین اسفند: امروز شما سعی می‌كنید مخالفت خود را ابراز كنید، اما این مخالفت شما در جهت تصمیم گیری در خصوص محدودیت‌های خودتان است نه چیز دیگری. شما حرف‌ها و ایده‌های زیادی دارید، اما نمی‌توانید به راحتی بر افكار منفی و و ناامیدی كه افكار تان را تحت تاثیر قرار داده است غلبه كنید. سخت تر كار كردن چیزی نیست كه بهتان كمك كند، شما هم اكنون به كمی‌ پایداری، ثبات قدم و افكار مثبت نیاز دارید.

اسفند
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط aliqoliaqa

 

داستان: مرد و همسری که گوش‌هایش سنگین شده بود!

 

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است.به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.

 

دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد.

 

این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.

 

آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کن.

 

جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: " عزیزم شام چی داریم؟"

 

و این بار همسرش گفت:"مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!!"


حقیقت به همین سادگی و صراحت است. مشکل ، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم، در دیگران نباشد؛ شاید در خودمان باشد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط aliqoliaqa

 

كمبود اين ويتامين از رشد قدي كودكان مي‌كاهد

 

كمبود متوسط تا شدید ویتامین A مانع رشد مطلوب قدی كودكان می شود و مصرف آن در سنین رشد ضروری است.

شروع رشد از دوران جنینی آغاز می شود. پس باید برای رسیدن به قد بلندتر، از دوران بارداری مراقبت از رشد كودك را آغاز كنیم. در دوران بارداری تغذیه مادر تأثیر زیادی بر قد كودك متولد شده دارد.

به طوری كه مشخص شده است مصرف ناكافی ریزمغذی ها و استعمال دخانیات در دوران بارداری به رشد ناكافی و كم وزنی كودك در هنگام تولد منجر می شود. مصرف غذا در حد متعادل و مناسب از تمام گروه های غذایی برای دستیابی به رشد قدی مناسب از اهمیت به سزایی برخوردار است.

قد متوسط برای پسران شامل میانگین قد پدر و مادر به علاوه 6،5 سانتی متر و برای دختران میانگین قد پدر و مادر منهای 6،5 سانتی متر است. برای رشد هر فرد یك دامنه یا محدوده وجود دارد. به عبارتی مرزهای بالایی و پایینی برای قد هر فرد وجود دارد كه از پیش برای هر فرد تعیین شده است.

باید توجه داشت كه برای حركت از مرز پایینی به مرز بالایی محدودیت زمانی وجود دارد كه نقطه شروع آن از ابتدای بارداری است كه نتیجه آن قد و وزن مطلوب در هنگام تولد خواهد بود و نقطه پایانی آن همزمان با بسته شدن صفحات رشد خواهد بود.


عوامل تغذیه ای كه باعث رشد می شود را می توان به درشت مغذی ها مانند مواد قندی، چربی ها و پروتئین ها كه انرژی لازم برای سوخت و ساز بدن را تأمین می كنند تا عوامل ساختمانی و ریزمغذی مانند انواع ویتامین ها و مواد معدنی مانند كلسیم، روی و منیزیم نام برد.

سبزی ها و میوه ها، انواع ویتامین ها و مواد معدنی به خصوص پیش سازهای ویتامین A در رژیم غذایی ضروری است و كمبود متوسط تا شدید ویتامین A مانع رشد مطلوب كودكان می شود.

منابع سرشار از ویتامین A عبارتند از اسفناج، زردآلو، طالبی و دریافت كافی كلسیم كه به ویژه در دوره رشد طولی استخوان ها بسیار حایز اهمیت است. بنابراین تغذیه با شیر، ماست، پنیر و انواع كلم را باید به نوجوانان پیش از رسیدن به سن بلوغ توصیه كرد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط aliqoliaqa

 

 بزرگترین وسوسه گر عالم

 

از موضوعاتی که در قرآن به صورت گسترده مطرح شده است موضوع شیطان است و در این کتاب مقدس مطالب بی نهایتمهمی پیرامون «شیطان» آمده است که هر عاقلی را سخت تکان می دهد و به تامل جدی وا می دارد.[1]


شیطان تصمیم دارد بنی آدم را به سرنوشت پدر و مادرشان مبتلا کند پس باید شدیداً از فتنه او برحذر باشید. برای نجات از شر این دشمن خطرناک باید «استعاذه» کرد.


خداوند متعال، به حبیبش می فرماید که چون از شیطان رجیم به تو وسوسه ای رسید از خداوند متعال پناه بخواه زیرا او شنوای داناست:


«وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»[2]


ابلیس دارای اولاد و ذریه است و گروهی ابلیس را از جن و گروهی او را از ملائکه می دانند ولی ابلیس از جن است.


کار شیطان وسوسه است و وسوسه شیطان به قدری قوی است که ابوین ما آدم و حوا (ع) تحت تاثیر قرار گرفتند شیطان ما را به پیروی از امور غیر قرآنی و شرعی و پیروی از افکار بد و سوء ظن به مردم و به پیروی از گذشتگان که خلاف احکام الهی عمل می کرده و می زیسته اند و به تعلیم دروغ و ترس های واهی و بیهوده شدن و به تسلیم شدن به وسوسه های شیطان و پیروی از وحی باطل و به زیاده روی در کارها و زیاده روی در مال و سوء استفاده از صحت و سلامتی و شراب خواری و خوابیدن در اوقات اختصاصی نماز مخصوصا نماز صبح و دزدی و سرقت بویژه از نماز و خشمناک شدن و شوخی بی حد و حصر نمودن و در گوشی سخن گفتن در مجالس و غیبت و بدگویی دیگران در حضورشان و فراموشی یاد و ذکر خداوند متعال و ترسیدن از فقر و در نتیجه کارهای خیر و خوب را انجام ندادن و جدال و کشمکش و حرام کردن حلال های الهی و کاشتن ناامیدی ها و کوچک شمردن مسلمانان و مردم و کوچک پنداشتن گناهان و مایوس و ناامید بودن از رحمت های الهی و اظهار نگرانی شدید در گرفتاری ها و مصائب و جهل و غرور و کبر دعوت می کند.

کار مهم و اصلی شیطان دعوت به معاصی است و هرگز نمی تواند انسان را مجبور به گناه کند بلکه یک فرد گناهکار با اراده و اختیار خودش به دعوت شیطان جواب مثبت می دهد و به دره ی هلاکت سقوط می کند .


خداوند شیطان را به سجده کردن در مقابل آدم امر کرد ولی شیطان با عدم اطاعت از فرمان خدا در واقع اولین گناه در عالم را انجام داد و در مقابل خداوند ادعای بزرگی و تکبر کرد و به دلیل استکبار و ادعای استقلال ذاتی خویش از درگاه الهی رانده شد و مشمول لعنت الهی گردید و از زمره کافران محسوب شد.


ابلیس بعد از آنکه بر اثر ابای استکباری از سجده مورد رجم و لعن قرار گرفت درخواست فرصت کرد و از خداوند مهلت خواست تا روز قیامت، به منظور بقاء در دنیا و ایجاد انحراف و گمراهی در انسان ها، خداوند تبارک و تعالی نیز با تقاضای او موافقت کرد.


شیطان که موجودی شرور است برای پیاده کردن برنامه های خود دست به تبهکاری می زند و اقدامات مختلفی انجام می دهد و نقشه های فراوانی می کشد که اینک به چند برنامه ی مهم او اشاره می کنیم :

 


1) دعوت: کار مهم و اصلی شیطان دعوت به معاصی است و هرگز نمی تواند انسان را مجبور به گناه کند بلکه یک فرد گناهکار با اراده و اختیار خودش به دعوت شیطان جواب مثبت می دهد و به دره ی هلاکت سقوط می کند . [3]

 


2) فریب: یکی از نام های شیطان غرور است، یعنی بسیار گول زننده و فریبکار .[4]

 


3) گمراهی: اگر انسان به وجدان خود رجوع کند و ار فطرت اولیه اش کمک بگیرد تا حد زیادی راه را از چاه تشخیص می دهد، اما وقتی به ندای وجدان پاسخ نداد و با پیروی از دید هوش بر فطرت الهی اش چیره شد و او را به بند کشید، فورا شیطان ملعون او را به راه های ضلالت و گمراهی می کشاند و به هلاکت می رساند .

 


4) همراهی: شیطان قدم به قدم با انسان همراه است تا در موارد حساس، ضربه های مهلک خود را بر قلب او وارد سازد و این در اثر روی تافتن ار حق است که راه را برای دوستی شیطان باز می نماید.[5]

 


5) تزیین: یکی دیگر از برنامه های شیطان زینت دادن به دنیا است، او آنچنان شهوات را در نظر انسان، جلوه می‌دهد که میل به دستیابی به آنها، به مراتب قدرت می گیرد تا آنجایی که گویی دیگر چشم نمی بیند و گوش نمی شنود بلکه مست و مدهوش در دامان گناه می افتد و ابدا به زشتی عمل خود پی نمی برد و به عاقبت کارش نمی اندیشد. [6]

 

یکی دیگر از کارهای مهم شیطان این است که نمی گذارد انسان تصمیم جدی بگیرد و هر چه زودتر از کارهای زشت خود توبه کند. بلکه این معانی را تلقین می کند که تو حالا جوونی و ...

 


6) عداوت: شیطان دشمن انسان است و قرآن کریم در آیات بسیاری ما را از او هشدار می دهد .[7]

 


7) تسویف: یکی دیگر از کارهای مهم شیطان این است که نمی گذارد انسان تصمیم جدی بگیرد و هر چه زودتر از کارهای زشت خود توبه کند. بلکه این معانی را تلقین می کند که تو حالا جوونی و ... [8]

 


8) تخویف: و دیگر آنکه انسان را از هزاران راه می ترساند و می گوید: مبادا فلان حرف حق را بگویی که آبرویت می‌رود، مبادا فلان کمک مالی را انجام دهی که فقیر می شوی و... .[9]

 


9) ایجاد تفرقه و کینه: و دیگر آنکه انسان ها را با هم دشمن می کند تا آن چنان کینه ی یکدیگر را به دل بگیرند که تو گویی از طایفه ی انسان نیستند . [10]

 


10) احاطه همه جانبه: یکی از برنامه های شیطان ملعون این است که اگر از راهی وارد شده و تیرش به سنگ خورد از راهی دیگر وارد می شود. خداوند برنامه های شیطان را وقتی که ار درگاه الهی مطرود و محروم شد در سوره های از قرآن بیان می کند .[11]

 


11) سرگرمی و فراموشی: شیطان یاد خدا را از ذهن انسان ها می برد و توبه را به فراموشی می سپارد و از یاد انسان می برد. [12]

 


12) زمینه سازی گناه: شیطان برای انسان ها ، هر روز یک رنگ و در هر موقعیت یک ساز می نوازد تا زمینه هایی برای گناه ایجاد کند .

 


این موجود خبیث چه بود، چه شد و چه کرد:


«و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربه »:[13]


و (یاد کن) هنگامی را که به فرشتگان گفتیم، آدم را سجده کنید. پس (همه) - جز ابلیس- سجده کردند، که از (گروه) جن بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید.»


شیطان برای بندگی خدا آفریده شده نه برای گمراهی و شیطنت و وسوسه گری، او مانند تمام جنیان و همچون انسان (نه چون فرشتگان) موجودی صاحب اراده و اختیار بود و توان سرپیچی از فرمان خداوند را داشت، که با این نافرمانی از جایگاه والای خود رانده شده و به بدبختی افتاد، او خود شیطنت را برگزید و خواست که شیطان باشد و به مکر و حیله انسان پردازد .


من حسودم، از حسد کردم چنین من عدوم، کار من مکرست و کین

 

 

.......................................................................


پی‌نوشت‌ها:


1- اسرا/27*مریم/ 44*بقره/168


2- اعراف/200


3- ابراهیم/22


4- فاطر/5


5- زخرف/36


6- نمل/24


7- فاطر/5*ص/82*یس/60


8- نساء/120


9- آل عمران/175


10- مائده/91


11- اعراف/16*17


12- مجادله/19


13- کهف/50


گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط aliqoliaqa

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه دعائه ‌فى‌ الالحاح   بوده است ‌از‌ دعاى ‌آن‌ امام عالى مقام عليه الصلوه ‌و‌ السلام ‌در‌ الحاح ‌و‌ الصاق ‌بر‌ خداى عزوجل ‌و‌ اين الحاح ‌به‌ خداوند عزوجل مطلوب است ‌و‌ ‌در‌ غير ‌او‌ مذموم است ‌و‌ ‌او‌ ‌جل‌ ‌و‌ علا ‌و‌ تعالى منزجر ‌و‌ ‌به‌ خشم ‌و‌ غضب نيايد ‌از‌ اصرار ‌در‌ خواندن ‌او‌ ‌و‌ الصاق ‌و‌ چسبيدن ‌او‌ چگونه منزجر شود ‌و‌ حال آنكه اين الحاح ‌در‌ دعا اصرار ‌در‌ عبادت است ‌و‌ اصرار ‌در‌ عبادت نخواهد بود قبيح بود.  
اى خداى ‌آن‌ چنانى ‌كه‌ پوشيده نمى شود ‌بر‌ ‌او‌ چيزى ‌در‌ زمين ‌و‌ ‌نه‌ ‌در‌ آسمان چگونه پوشيده ‌مى‌ شود ‌بر‌ ‌تو‌ ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌آن‌ چيزى ‌را‌ ‌كه‌ ‌تو‌ ساخته ‌ى‌ ‌او‌ را، احصاء ‌در‌ لغت ‌به‌ معنى دانستن است.  
عزب: دورى نمودن ‌و‌ كناره كردن تعبير نمودن ‌در‌ فقرات اوليه ‌به‌ واو عاطفه ‌و‌ ‌در‌ فقرات اخيره ‌به‌ ‌او‌ عاطفه ‌و‌ عدول نمودن ‌از‌ واو ‌به‌ ‌او‌ شايد نكته ‌آن‌ باشد ‌كه‌ ‌در‌ اول نفى صفات مذكوره ‌از‌ خدا نمايد ‌و‌ ‌در‌ آخر ‌از‌ عبد ‌و‌ ‌از‌ جهت مغايرت ‌ما‌ بين ‌دو‌ صفات مغايره ‌در‌ حرف عطف نمود ‌و‌ اشاره نموده است ‌بر‌ محاليت اين صفات ‌در‌ بنده.   يعنى: چگونه پنهان ‌مى‌ شود ‌از‌ ‌تو‌ چيزى ‌كه‌ تدبير نمودى ‌تو‌ ‌او‌ ‌را‌ چگونه قدرت دارد پنهان بشود ‌از‌ ‌تو‌ كسى ‌كه‌ زندگانى نيست ‌او‌ ‌را‌ مگر ‌به‌ روزى دادن ‌تو‌ چگونه رهائى ‌مى‌ تواند ‌از‌ ‌تو‌ كسى ‌كه‌ راه نيست ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ غير مملكت تو.  
يعنى: پاكى ‌و‌ منزهى ‌تو‌ ‌را‌ است، ترسنده ترين خلق ‌تو‌ ‌بر‌ ‌تو‌ داناترين ايشان است ‌به‌ تو، فروتن ترين ايشان ‌به‌ ‌تو‌ عامل ترين ايشان است ‌به‌ بندگى تو، خوارترين ايشان نزد ‌تو‌ كسى است ‌كه‌ ‌تو‌ روزى ‌مى‌ دهى ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ ‌او‌ بندگى ‌مى‌ كند غير ‌تو‌ را.   بدان ‌هر‌ ‌كه‌ دانش ‌او‌ بيشتر است ترس ‌او‌ افزون ‌تر‌ است ‌از‌ اينجا است ‌كه‌ حضرت پيغمبر صلى الله عليه ‌و‌ آله فرموده است كه: ترس ‌من‌ ‌به‌ خدا ‌از‌ شما زيادتر است، ‌و‌ خداى عزوجل نيز ‌مى‌ فرمايد: خداى ‌را‌ ‌مى‌ ترسد علماء.   مرويست ‌كه‌ حضرت رسول صلى الله عليه ‌و‌ آله بعد ‌از‌ اينكه ‌به‌ آسمان چهارم رسيد شروع نمود ‌به‌ گريه كردن وحى رسيد: ‌اى‌ احمد ‌بر‌ ‌ما‌ مهمان هستى ‌به‌ ‌چه‌ سبب گريه ‌مى‌ نمائى؟ عرض نمود: بزرگى ‌و‌ جبروت ‌تو‌ ‌بر‌ ‌من‌ معلوم ‌شد‌ ‌و‌ عين اليقين ‌شد‌ ‌و‌ ‌از‌ ‌تو‌ ‌مى‌ ترسم ‌كه‌ مرا عقاب كنى وحى رسيد كه: ‌تو‌ ‌را‌ ايمن نموده ام.  
بعضى ‌از‌ علماء ‌از‌ براى حقير نقل نمودند ‌كه‌ ‌در‌ تتمه ‌ى‌ خبر است بعد ‌از‌ وحى پيغمبر صلى الله عليه ‌و‌ آله نيز گريه نمود وحى رسيد: الان ‌به‌ ‌چه‌ سبب گريه ‌مى‌ نمائى؟ عرض نمود: اگر مرا عقاب نمائى ‌كه‌ هست منع نمايد ‌تو‌ را.   بدان ‌كه‌ عقل فطرى حاكم است اگر كسى ولى النعمه ‌ى‌ كسى باشد ‌و‌ ‌او‌ كفران نعمت ‌او‌ نمايد ‌او‌ مستحق عقاب ‌و‌ لوم ‌و‌ توبيخ است.  
منزهى ‌تو‌ ‌كم‌ نمى كند پادشاهى ‌تو‌ ‌را‌ كسى ‌كه‌ شرك آورده است ‌به‌ ‌تو‌ ‌و‌ تكذيب نموده است پيغمبران ‌تو‌ را.   قدرت ندارد كسى ‌كه‌ ‌بد‌ دارد حكم ‌تو‌ ‌را‌ ‌از‌ اينكه ‌رد‌ كند امر ‌تو‌ ‌را‌ فوت نمى شود ‌از‌ ‌تو‌ كسى ‌كه‌ عبادت كند غير ‌تو‌ را، زندگانى نمى كند كسى ‌كه‌ خوش ندارد ملاقات ‌تو‌ را، غرض ‌از‌ اين فقرات ‌كه‌ خلاق عالم ‌را‌ قضا ‌و‌ قدر هست ‌كه‌ تفصيل ‌او‌ ‌در‌ بعضى ‌از‌ ادعيه ذكر ‌شد‌ بنده ‌را‌ ‌در‌ هيچ جهات قدرت ‌و‌ توانائى نيست ‌كه‌ بتواند منع ‌و‌ معارضه نمايد ‌و‌ ‌لا‌ يعمر ‌تا‌ آخر كلام ‌آن‌ است كسى ‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ خوش نيست ‌كه‌ خدمت خداى برسد ‌و‌ ‌به‌ ‌او‌ بندگى ‌و‌ اطاعت نمايد بايست هرگز نميرد ‌و‌ درد نيازنده بماند ‌و‌ حال آنكه ‌او‌ ‌را‌ قدرت ‌بر‌ زندگانى نيست.  
پاكى ‌تو‌ ‌چه‌ قدر بزرگ است مرتبه ‌ى‌ تو، ‌و‌ ‌چه‌ قدر قاهر است پادشاهى ‌تو‌ ‌چه‌ قدر سخت است قوت تو، چقدر جارى است امر تو.   امر خداى عزوجل عبارت است ‌از‌ ايجاد ‌و‌ اختراع ‌او‌ جريان امر ‌او‌ عبارت است ‌از‌  
سرعت ‌او‌ ‌كه‌ ‌به‌ اراده ‌به‌ ‌هر‌ چيز ‌آن‌ امر واقع شود.  
پاكى ‌تو‌ حكم فرمودى ‌تو‌ ‌بر‌ تمام آفريده شده گان ‌تو‌ ‌به‌ مردن، آنكه بيگانگى دانست ‌تو‌ ‌را‌ ‌و‌ آنكه كافر ‌شد‌ ‌به‌ ‌تو‌ همه چشنده ‌ى‌ مردن ‌را‌ همه ‌مى‌ گردند ‌به‌ سوى ‌تو‌ ‌پس‌ دائمى ‌تو‌ ‌و‌ بزرگى تو، نيست خدائى ‌جز‌ ‌تو‌ تنهائى، نيست شريكى مر ‌تو‌ ايمان آوردم ‌به‌ ‌تو‌ ‌و‌ تصديق كردم پيغمبران ‌تو‌ ‌را‌ عليهم السلام، كافر شدم ‌به‌ ‌هر‌ معبودى غير ‌از‌ تو، بيزارم ‌از‌ ‌هر‌ ‌كه‌ بندگى نموده است سواى ‌تو‌ را، موت ‌و‌ حيوه ‌از‌ ‌او‌ برود ‌و‌ ملائكه خدا ‌مى‌ ميرند بعد ‌از‌ مردن تمام مردمان.   عرض ‌شد‌ خدمت حضرت امام ‌به‌ ‌حق‌ ناطق جعفر ‌بن‌ محمد الصادق (ع) كه: بيان نمائيد ‌از‌ جهت ‌ما‌ مردن ‌را‌ فرمود: مردن ‌از‌ جهت مومن خوبتر است ‌از‌ بوى خوشى ‌كه‌ استشمام نمايد ‌و‌ الم ‌و‌ تعب ‌از‌ ‌او‌ زائل شود، ‌و‌ ‌از‌ براى كافر مثل گزيدن افعى ‌و‌ زدن عقرب است.  
پاكى ‌تو‌ حكم فرمودى ‌تو‌ ‌بر‌ تمام آفريده شده گان ‌تو‌ ‌به‌ مردن، آنكه بيگانگى دانست ‌تو‌ ‌را‌ ‌و‌ آنكه كافر ‌شد‌ ‌به‌ ‌تو‌ همه چشنده ‌ى‌ مردن ‌را‌ همه ‌مى‌ گردند ‌به‌ سوى ‌تو‌ ‌پس‌ دائمى ‌تو‌ ‌و‌ بزرگى تو، نيست خدائى ‌جز‌ ‌تو‌ تنهائى، نيست شريكى مر ‌تو‌ ايمان آوردم ‌به‌ ‌تو‌ ‌و‌ تصديق كردم پيغمبران ‌تو‌ ‌را‌ عليهم السلام، كافر شدم ‌به‌ ‌هر‌ معبودى غير ‌از‌ تو، بيزارم ‌از‌ ‌هر‌ ‌كه‌ بندگى نموده است سواى ‌تو‌ را، موت ‌و‌ حيوه ‌از‌ ‌او‌ برود ‌و‌ ملائكه خدا ‌مى‌ ميرند بعد ‌از‌ مردن تمام مردمان.   عرض ‌شد‌ خدمت حضرت امام ‌به‌ ‌حق‌ ناطق جعفر ‌بن‌ محمد الصادق (ع) كه: بيان نمائيد ‌از‌ جهت ‌ما‌ مردن ‌را‌ فرمود: مردن ‌از‌ جهت مومن خوبتر است ‌از‌ بوى خوشى ‌كه‌ استشمام نمايد ‌و‌ الم ‌و‌ تعب ‌از‌ ‌او‌ زائل شود، ‌و‌ ‌از‌ براى كافر مثل گزيدن افعى ‌و‌ زدن عقرب است.  
اصباح ‌و‌ امساء: باب افعال ‌به‌ معنى داخل شدن ‌در‌ صبح ‌و‌ شب.   ارداء: ‌به‌ معنى هلاك كردن ‌و‌ انداختن.   هواء: خواهش نفس اماره.   شهوه: ‌و‌ اشتهاء شوق نفس ‌به‌ سوى چيزى.   مستقل: باب استفعال ‌از‌ ‌قل‌ مقابل كثر.  
يعنى: ‌اى‌ پروردگار ‌من‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌من‌ داخل صبح شدم ‌و‌ داخل ‌شب‌ شدم ‌در‌ حالتى ‌كه‌ اندك ‌مى‌ دانم كردار خود را، ‌و‌ اعتراف كننده ‌ام‌ ‌من‌ ‌به‌ گناه ‌و‌ اقراركننده ‌ام‌ ‌من‌ ‌به‌ گناه خودم ‌و‌ اقراركننده ‌ام‌ ‌به‌ گناهان خودم ‌از‌ سبب اسراف نمودنم خوار هستم كردار ‌من‌ تباه نموده است مرا، ‌و‌ خواهش نفسانيه ‌ى‌ ‌من‌ انداخت مرا ‌و‌ شوق ‌من‌ محروم نموده است مرا.   بدان ‌كه‌ اين نحو كلمات ‌كه‌ صادر شده است ‌از‌ حضرت سيد سجاد صلواه الله ‌و‌ سلامه عليه ‌نه‌ اين است ‌كه‌ كذب ‌و‌ خلاف واقع باشد ‌و‌ ‌يا‌ اينكه تعليم ديگر باشد بلكه همه ‌ى‌ اين كلمات ‌بر‌ وفق واقع ‌و‌ صدق است زيرا ‌كه‌ گفته ‌ام‌ ‌در‌ بعضى ‌از‌ دعاء گذشته ‌كه‌ عصيان نبى ‌و‌ وصى غير ‌از‌ عصيان ساير مردمان است ‌كه‌ مجمل ‌آن‌ عبارت معروفه است ‌كه‌ حسنات الابرار سيئات المقربين.   بدان ‌كه‌ اسراف ‌در‌ نفس معنى ‌او‌ واداشتن نفس ‌بر‌ غير ‌از‌ اعمالى ‌كه‌ ‌حق‌ ‌او‌ است ‌كه‌ جاى آورد ‌در‌ مقام اطاعت ‌و‌ بندگى.  
لهى: مشغول شدن مفتون قلب هجائى مشغول بودن.   يعنى: ‌پس‌ سئوال ‌مى‌ كنم ‌تو‌ ‌را‌ ‌اى‌ خداى ‌من‌ سئوال كسى ‌كه‌ نفس ‌او‌ غافل است ‌به‌ جهت درازى آرزوى او، ‌و‌ بدن ‌او‌ ‌بى‌ خبر است ‌از‌ جهت آرامى رگهاى او، ‌و‌ قلب ‌او‌ گرفتار است ‌به‌ بسيارى نعمت ‌بر‌ او، ‌و‌ فكر ‌او‌ اندك است ‌در‌ آنچه ‌كه‌ ‌او‌ گرونده است ‌به‌ سوى او.  
سئوال نمودن كسى ‌كه‌ ‌به‌ تحقيق غالب شده است ‌بر‌ ‌او‌ آرزو، ‌و‌ گرفتار نموده است ‌او‌ ‌را‌ خواهش ‌و‌ دست يافته است ‌بر‌ ‌او‌ دنيا ‌و‌ سايه انداخته ‌بر‌ ‌او‌ مرگ.   بدان ‌كه‌ سائل اول ‌و‌ دوم فرق ‌ما‌ بين آنها ‌به‌ حسب اعتبار است ‌نه‌ ‌به‌ حسب واقع ‌و‌ تغاير اين ‌دو‌ سائل ‌در‌ واقع نيست ‌و‌ ‌در‌ واقع ‌يك‌ است ‌و‌ تكرر ‌او‌ ‌از‌ جهت بيان زيادتى بدى ‌و‌ خوارى ‌و‌ ذلت ‌او‌ است ‌كه‌ چنين سائل ‌با‌ اين صفت رذيله ‌كه‌ حقيقتا نتوان گفت ‌كه‌ ‌او‌ سائل نيست ‌به‌ مثل ‌تو‌ خدائى ‌كه‌ منزهى ‌از‌ ‌هر‌ عيب ‌و‌ شين ‌به‌ سئوال كننده اولى ‌و‌ اليق اجابت نمودن است ‌او‌ ‌را‌ كلام ‌آن‌ بزرگوار ‌و‌ سكون عروقه كنايه است ‌از‌ اطمينان ‌و‌ خاطر جمعى ‌كه‌ گويا ‌بر‌ ‌او‌ حساب ‌و‌ كتاب نيست ‌و‌ گرنه اگر همه عروق ساكن شود ‌او‌ ‌را‌ خواب ‌و‌ آرام نباشد ‌در‌ اندك زمان روح ‌از‌ بدن جسمانى مفارقت نمايد.   محمد ‌بن‌ يعقوب كلينى (ره) ‌در‌ كافى روايت ‌مى‌ كند ‌از‌ يعقوب ‌بن‌ شعيب ‌و‌ ‌او‌ گفت: شنيدم ‌از‌ حضرت صادق عليه الصلوه ‌و‌ السلام ‌كه‌ ‌آن‌ بزرگوار فرمود كه: حضرت ختمى مآب صلى الله عليه ‌و‌ آله فرمود كه: ‌در‌ پسر آدم (ع) ‌سى‌ ‌صد‌ ‌و‌ شصت عرقست ‌از‌ اين عروق ‌صد‌ ‌و‌ هشتاد ساكن اگر متحرك ساكن شود خواب ‌از‌ ‌او‌ منقطع شود، پيغمبر صلى الله عليه ‌و‌ آله ‌و‌ سلم همين ‌كه‌ داخل صبح ‌مى‌ شدند سيصد ‌و‌ شصت مرتبه ‌مى‌ فرمودند: الحمد لله رب العالمين كثيرا على كل حال ‌و‌ ‌شب‌ ‌كه‌ داخل ‌مى‌ ‌شد‌ سيصد ‌و‌ شصت مرتبه ‌مى‌ فرمودند الحمد لله رب العالمين كثيرا على كل حال.   يعنى: سئوال نمودن كسى ‌كه‌ بسيار شده است گناهان او، ‌و‌ اعتراف  
نموده است ‌به‌ بديهاى خود، سئوال نمودن كسى ‌كه‌ نيست ‌او‌ ‌را‌ خدائى ‌جز‌ ‌تو‌ ‌و‌ ‌نه‌ دوستى سواى تو، ‌و‌ ‌نه‌ نجات دهنده مر ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ تو، ‌و‌ ‌نه‌ پناهى مر ‌او‌ ‌را‌ مگر ‌به‌ سوى تو.   غرض ‌از‌ اين چند فقره ‌ى‌ اخيره ‌آن‌ است ‌كه‌ اين مسائل ‌از‌ جناب احديت ‌تو‌ اگر ‌چه‌ قدر ‌و‌ منزلت ‌و‌ شانى ‌و‌ رفعتى نزد ‌تو‌ نيست لكن ‌با‌ اين صفت غير ‌از‌ ‌تو‌ كسى ندارد ‌و‌ ‌به‌ كسى اعتقاد ندارد موحد است ‌پس‌ سزاوار گذشتن ‌از‌ ‌او‌ است ‌و‌ پناه دادن ‌او‌ است.  
بلاء كهنه شدن، حول: تغير ‌و‌ تبديل ‌و‌ نقل ‌از‌ حالى ‌به‌ حالى شدن.   قوله ‌و‌ ‌به‌ جلال عطف است باسمك العظيم.   يعنى: بار خدايا سئوال ‌مى‌ كنم ‌تو‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌حق‌ ‌تو‌ ‌كه‌ واجب است ‌بر‌ جميع بندگان تو، ‌و‌ ‌به‌ نام بزرگ ‌تو‌ ‌آن‌ نامى ‌كه‌ امر نمودى رسول خود ‌را‌ ‌كه‌ تسبيح نمايد ‌تو‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌آن‌ نام، ‌و‌ ‌به‌ بزرگى ذات بزرگ ‌تو‌ ‌كه‌ كهنه نمى شود ‌و‌ تغيير نمى يابد ‌و‌ ‌از‌ حال خود نمى گردد ‌و‌ فانى نمى شود.   بدان ‌كه‌ ‌حق‌ ‌به‌ معنى قدر ‌و‌ منزله است ‌و‌ بسيارى اوقات ‌در‌ لغت ‌و‌ عرف ‌حق‌ ‌را‌ گويند ‌در‌ شى ء ثابت ‌در‌ ذمه ‌و‌ گاهى اطلاق كنند ‌در‌ اولويت ‌در‌ تصرف، ‌و‌ مراد ‌به‌ ‌حق‌ ‌در‌ مقام معنى دوم، ‌و‌ ‌حق‌ لازم ‌از‌ جانب رب الارباب ‌در‌ ذمه ‌ى‌ عبيد ‌و‌ بندگان نتوان احصاء نمود ‌از‌ ‌آن‌ جمله ‌حق‌ حيوه ‌و‌ زندگانيست.  
تسليه: دفع اندوه ‌و‌ حزن نمودن.   ‌و‌ ‌ان‌ تتنينى ‌در‌ نسخ مشهوره بثاء مثلثه ‌و‌ ياء بعد ‌از‌ نون ‌از‌ اثناء ‌به‌ معنى صرف ‌و‌ برگردانيدن. ‌در‌ بعضى ‌از‌ نسخ ‌از‌ اثاب يعنى ثواب بده ‌تو‌ مراد اين انسب است باء حرف جر ‌در‌ ‌هر‌ ‌يك‌ ‌از‌ فقرات متعلق است ‌به‌ فعل گذشته ‌و‌ باء ‌در‌ فقره ‌ى‌ اخيره ‌به‌ معنى الى است.   يعنى: اينكه رحمت بفرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ اينكه ‌بى‌ نياز كنى مرا ‌از‌ ‌هر‌ چيز ‌به‌ بندگى تو، ‌و‌ اينكه تسليت دهى نفس مرا ‌از‌ دنيا بترس خود، ‌و‌ اينكه ‌بر‌ گردانى مرا ‌به‌ سوى بسيارى ‌از‌ كرامت خود ‌به‌ رحمت تو.  
پس ‌به‌ سوى ‌تو‌ ‌مى‌ گريزم، ‌و‌ ‌از‌ ‌تو‌ ‌مى‌ ترسم، ‌و‌ ‌به‌ ‌تو‌ فرياد رسى ‌مى‌ جويم، ‌تو‌ ‌را‌ اميد دارم، ‌و‌ مر ‌تو‌ ‌را‌ ‌مى‌ خوانم، ‌و‌ ‌به‌ سوى ‌تو‌ التجاء ‌مى‌ كنم، ‌و‌ ‌به‌ ‌تو‌ اعتماد دارم، ‌و‌ ‌از‌ ‌تو‌ يارى ‌مى‌ جويم، ‌به‌ ‌تو‌ برمى گردم ‌و‌ ‌بر‌ ‌تو‌ توكل ‌مى‌ كنم ‌و‌ ‌بر‌ وجود ‌تو‌ ‌و‌ كرم ‌تو‌ تكيه ‌مى‌ نمايم.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط aliqoliaqa

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

و كان من‌ دعائه عليه السلام فى الاعتراف ‌و‌ طلب التوبه الى الله تعالى دعاى دوازدهم كه‌ حضرت سيدالساجدين عليه السلام در‌ اعتراف به‌ گناه ‌و‌ طلب توبه از‌ جناب پروردگار مواظبت مى فرموده اند.
«اللهم انه يحجبنى عن مسالتك خلال ثلاث». الخلال- بكسر الخاء المعجمه-: جمع خله- بفتح الخاء- بمعنى الخصله. ‌و‌ نعم ما‌ قال بعض البلغاء: بئست ‌و‌ الله الخله ان‌ يمنع الخليل الحله لاجل خله. ‌و‌ المساله: مصدر ميمى بمعنى السوال. من: سالته مساله. يعنى: بار خدايا، به‌ درستى كه‌ باز مى دارد مرا از‌ سوال كردن حاجت خود از‌ درگاه تو‌ سه خصلت. «و تحدونى عليها خله واحده». اى: تسوقنى. من‌ الحدو بمعنى سوق الابل. ‌و‌ يقال: للشمال حدو لانها تسوق السحاب. يعنى: ‌و‌ مى راند ‌و‌ راغب مى سازد مرا بر‌ سوال كردن حاجت خود از‌ تو‌ يك خصلت.
«يحجبنى امر امرت به‌ فابطات عنه، ‌و‌ نهى نهيتنى عنه فاسرعت اليه، ‌و‌ نعمه انعمت بها على فقصرت فى شكرها». الابطاء: ضد الاسراع. (يعنى:) اول از‌ ‌آن خصلتها كه‌ باز مى دارد مرا از‌ سوال، فرمانى است كه‌ امر
كرده اى به‌ آن، پس‌ من‌ مسارعت ننموده ام ‌و‌ تجاوز كرده ام از‌ آن. دوم نهيى است كه‌ بازداشته اى مرا از‌ آن، پس‌ من‌ شتافته ام به‌ سوى آن. سوم نعمتى است كه‌ انعام كرده اى ‌آن را‌ بر‌ من، پس‌ من‌ تقصير در‌ شكرگزارى ‌آن كرده ام.
«و يحدونى على مسالتك تفضلك على من‌ اقبل بوجهه اليك». ‌و‌ مى راند مرا ‌و‌ راغب مى سازد مرا بر‌ سوال كردن از‌ تو، تفضل تو‌ بر‌ هر‌ كس كه‌ روى آورد به‌ سوى تو‌ بذاته- يعنى به‌ ظاهر ‌و‌ باطن متوجه جناب تو‌ شود. ‌و‌ تعبير از‌ ذات به‌ «وجه» شايع است. چه، وجه اول چيزى است كه‌ ظاهر مى شود از‌ شى ء. يقال: اكرم الله وجهك، اى: اكرمك الله. «و وفد بحسن ظنه عليك». ‌و‌ وارد شد بر‌ جناب تو‌ به‌ گمان نيكويى كه‌ او‌ را‌ به‌ تو‌ بود. «اذ جميع احسانك تفضل. ‌و‌ اذ كل‌ نعمك ابتداء. فها انا ذا- يا‌ الهى- واقف بباب عزك وقوف المستسلم الذليل». «ها» حرف تنبيه است. ‌و‌ «ذا» اسم اشاره است. استسلم، اى: انقاد. يعنى: چون جميع نيكوييهايى كه‌ تو‌ به‌ ما‌ كرده اى تفضل است ‌و‌ همه ‌ى‌ نعمتهاى تو‌ ابتداست بى آنكه سابقه ‌ى‌ استحقاقى ما‌ را‌ بود،
پس اينك من- خداوند- ايستاده ام به‌ درگاه عزت تو، ايستادن كسى كه‌ گردن نهاده باشد ‌و‌ منقاد فرمان تو‌ باشد، خوار ‌و‌ بى اعتبار. «و سائلك على الحياء منى سوال البائس المعيل». لفظه «على» بمعنى مع، نحو: (و آتى المال على حبه). (و ان‌ ربك لذو
مغفره للناس على ظلمهم). ‌و‌ الحياء تغير ‌و‌ انكسار يعترى المومن من‌ خوف ما‌ يلام به‌ ‌و‌ يعاب عليه. ‌و‌ هو نوعان، نفسانى ‌و‌ ايمانى. فالنفسانى الجبلى الذى خلقه الله تعالى فى النفوس من‌ الكافر ‌و‌ المسلم، نحو كشف العوره ‌و‌ مباشره الرجل المراه بين الناس. ‌و‌ الايمانى ما‌ يمنع الشخص من‌ الفعل القبيح بسبب الايمان، كالزنا ‌و‌ شرب الخمر ‌و‌ غير ذلك من‌ القبائح. ‌و‌ البائس: الذى ظهر عليه اثر البوس من‌ الجوع ‌و‌ العرى. ‌و‌ قيل: البائس الذى يمد يده للسوال. ‌و‌ البائس اسوا حالا من‌ الفقير ‌و‌ المسكين. ‌و‌ اما المعيل هنا فيحتمل ان‌ يكون بمعنى الفقير المحتاج. ‌و‌ عال يعيل عيله، اذا احتاج. قال الشاعر: ‌و‌ ما‌ يدرى الفقير متى غناه ‌و‌ ما‌ يدرى الغنى متى يعيل اى: متى يفتقر. ‌و‌ يحتمل ان‌ يكون من‌ باب الاعاله. يقال: اعال الرجل فهو معيل، اذا كثر عياله. (يعنى:) ‌و‌ سوال كننده ام تو‌ را‌ با‌ كمال شرمندگى كه‌ از‌ خود دارم- چرا كه‌ چيزى كه‌ موجب سوال باشد به‌ عمل نياورده ام- مثل سوال كسى كه‌ در‌ كمال بدحالى ‌و‌ گرسنگى ‌و‌ برهنگى، ‌و‌ فقير ‌و‌ محتاج ‌و‌ كثير العيال بوده باشد. چه، سوال ايشان از‌ روى الحاح ‌و‌ مبالغه مى باشد.
«مقر لك بانى لم استسلم وقت احسانك الا بالاقلاع عن عصيانك، ‌و‌ لم اخل فى الحالات كلها من‌ امتنانك». الاقلاع عن الامر: الكف عنه. قاله فى الصحاح.
(يعنى:) اقرار كننده ام به‌ آنكه فرمانبردارى ‌و‌ انقياد ننموده ام در‌ وقت احسان تو‌ مگر به‌ بازايستادن از‌ عصيان ‌و‌ نافرمانى تو. ‌و‌ مى تواند بود كه‌ «وقت الاحسان» متعلق باشد به‌ حاصل مقدر ‌و‌ تقدير كلام چنين شود كه: مقر لك بانى لم استسلم لعظمتك ‌و‌ جلالك الا بالاقلاع عن عصيانك حال كونه حاصلا فى وقت احسانك ‌و‌ هو وقت التوبه ‌و‌ الاقلاع.
«فهل ينفعنى- يا‌ الهى- اقرارى عندك بسوء ما‌ اكتسبت؟». الاكتساب: المبالغه ‌و‌ الاعتمال فى الكسب. ‌و‌ من‌ ذلك قوله تعالى: (لها ما‌ كسبت ‌و‌ عليها ما‌ اكتسبت) ‌و‌ تخصيص الكسب بالخير ‌و‌ الاكتساب بالشر، لان الاكتساب فيه اعتمال، ‌و‌ الشر تشتهيه النفس ‌و‌ تنجذب اليه فكانت اجد فى تحصيله ‌و‌ اعمل، بخلاف الخير. يعنى: پس‌ آيا هيچ نفع مى كند مرا- اى خداوند من- اقرار كردن من‌ نزد تو‌ به‌ بدى آنچه كسب كرده ام از‌ معاصى؟ «و هل‌ ينجينى منك اعترافى لك بقبيح ما‌ ارتكبت؟». ‌و‌ آيا مى رهاند ‌و‌ نجات مى دهد مرا از‌ عذاب تو‌ اعتراف من‌ به‌ قبح آنچه كرده ام؟ «ام اوجبت لى فى مقامى هذا سخطك؟». السخط- بالتحريك- ‌و‌ السخط- بوزن القفل- ضد الرضا. ‌و‌ قد يروى كلا الوجهين فى هذا المقام. (يعنى:) يا‌ واجب ساخته اى از‌ براى من‌ در‌ اين مقام كه‌ ايستاده ام خشم ‌و‌ غضب تو؟ «ام لزمنى فى وقت دعائى مقتك؟».
المقت: البغض. يقال: مقته، اى: ابغضه. ‌و‌ المراد هنا لازمه ‌و‌ هو العذاب. (يعنى:) يا‌ لازم شده مرا در‌ وقت خواندن من‌ تو‌ را‌ عذاب تو؟
«سبحانك، لا‌ اياس منك ‌و‌ قد فتحت لى باب التوبه اليك». الصواب: «آيس» بقلب الهمزه الثانيه الفا ‌و‌ بعد الالف الياء المفتوحه. (يعنى:) خداوندا، تنزيه مى كنم ترا تنزيه كردنى. نااميد نمى شوم از‌ رحمت تو‌ ‌و‌ حال آنكه گشاده اى از‌ براى من‌ در‌ توبه ‌و‌ انابت به‌ سوى خود. «بل اقول مقال العبد الذليل الظالم لنفسه المستخف بحرمه ربه». استخفه: خلاف استثقله. ‌و‌ استخف به: اهانه. قاله فى الصحاح. ‌و‌ الحرمه: ما‌ لا‌ يحل انتهاكه. (يعنى:) بلكه مى گويم گفتن بنده ‌ى‌ خوار بى مقدار بيداد كننده بر‌ نفس خود، استخفاف كننده به‌ حرمت پروردگار خود. ‌و‌ اين، كنايه است از‌ بنده ‌ى‌ عاصى. چه، عاصى پرده ‌ى‌ حرمت را‌ به‌ گناه مى درد.
«الذى عظمت ذنوبه فجلت، ‌و‌ ادبرت ايامه فولت». ‌آن بنده اى كه‌ بزرگ شد گناهان او‌ يوما فيوما تا‌ آنكه جليل شد گناهان ‌و‌ پشت كرد روزگار او‌ بر‌ او‌ تا‌ آنكه برگرديد. از‌ او. «حتى اذا راى مده العمل قد انقضت، ‌و‌ غايه العمر قد انتهت، ‌و‌ ايقن انه لا‌ محيص له عنك، ‌و‌ لا‌ مهرب له منك، تلقاك بالانابه ‌و‌ اخلص لك التوبه». يقال: ما‌ عنه محيص: اى: محيد ‌و‌ مهرب. تلقاك، اى: استقبلك. يعنى: تا‌ ‌آن گاه كه‌ ديد كه‌ مدت كردار او‌ درگذشت ‌و‌ منقضى شد ‌و‌ نهايت
زندگانى او‌ به‌ سر‌ آمد ‌و‌ منتهى شد ‌و‌ يقين دانست كه‌ او‌ را‌ هيچ چاره اى نيست از‌ تو‌ ‌و‌ گريزگاهى نيست او‌ را‌ از‌ تو، روى آورد به‌ سوى تو‌ به‌ انابت ‌و‌ بازگشت كردن ‌و‌ خالص گردانيد از‌ براى رجوع به‌ درگاه كبرياى تو‌ توبه را. «فقام اليك بقلب طاهر نقى، ثم دعاك بصوت حائل خفى». «نقى»- به‌ نون ‌و‌ قاف- به‌ معنى نظافت است، پس‌ تاكيد باشد مر «طاهر» را. ‌و‌ در‌ بعض نسخ به‌ تاء مثناه عوض از‌ نون روايت شده. ‌و‌ الحائل: المتغير. يقال: حال لونه، اى: تغير. قاله فى الصحاح. ‌و‌ فى بعض النسخ: الخامل- بالخاء المعجمه ‌و‌ الميم-: اى: خفى. ‌و‌ فى الحديث: «اذكروا الله ذكرا خاملا»، اى: اخفضوا الصوت لذكره توقيرا لجلاله. (يعنى:) پس‌ برخاست ‌و‌ توجه كرد به‌ سوى جناب پروردگار خود با‌ دلى پاكيزه از‌ كدورات ‌و‌ تعلقات دنيويه، پس‌ خواند تو‌ را‌ به‌ آوازى تغيير داده شده در‌ كمال ضعف ‌و‌ آهستگى.
«قد تطا طالك فانحنى، ‌و‌ نكس راسه فانثنى». طاطا، اى: خضع نفسه لك ‌و‌ تواضع حتى صار منحنيا. ‌و‌ تطاطا مثله. ‌و‌ الانحناء هى ان‌ يصير صدر الشخص مائلا الى التحت. ‌و‌ نكست الشى ء انكسه نكسا: قلبته على راسه. كذا فى الصحاح. ‌و‌ الناكس: المطاطى راسه. ‌و‌ ثنيت الشى ء ثنيا، اذا عطفته. فانثنى اى: انعطف. (يعنى:) ‌و‌ فروتنى ‌و‌ خضوع ‌و‌ خشوع كرد مر عظمت ‌و‌ بزرگى تو‌ را‌ تا‌ آنكه منحنى شد، ‌و‌ در‌ پيش افكند سر‌ خود را‌ تا‌ آنكه دوته شد. «قد ارعشت خشيته رجليه، ‌و‌ غرقت دموعه خديه». الرعش- بالتحريك-: الرعده. يعنى: به‌ تحقيق كه‌ بلرزانيد ترسكارى ‌و‌ خوف او‌ هر‌ دو‌ پاى او‌ را‌ ‌و‌ غرق
گردانيد اشكهاى او‌ هر‌ دو‌ روى او‌ را. «يدعوك بيا ارحم الراحمين». مى خواند تو‌ را‌ به‌ اينكه: اى بخشاينده ترين بخشايندگان. «و يا‌ ارحم من‌ انتابه المسترحمون». افتعال من‌ التوبه، اى: كثروا سواله ‌و‌ آتاهم مره بعد اخرى. ‌و‌ قد توهم بعض من‌ القاصرين انه انفعال من‌ التوبه، اى: الرجوع من‌ الذنب ‌و‌ الندم عليه. ‌و‌ هو توهم باطل. يعنى: اى بخشاينده ترين ‌آن كسى كه‌ به‌ درگاه او‌ روند رحمت خواهان مره بعد اخرى ‌و‌ مبالغه نمايند در‌ سوال رحمت. «و يا‌ اعطف من‌ اطاف به‌ المستغفرون». اسم التفصيل من‌ العطوفه. ‌و‌ اطاف به، اى: الم به‌ ‌و‌ قاربه. قاله فى الصحاح. يعنى: اى مهربانترين ‌آن كسى كه‌ نزول كند ‌و‌ نزديكى كند او‌ را‌ آمرزش خواهان. «و يا‌ من‌ عفوه اكثر من‌ نقمته، ‌و‌ يا‌ من‌ رضاه اوفر من‌ سخطه». ‌و‌ اى ‌آن كسى كه‌ عفو ‌و‌ درگذشتن او‌ از‌ گناهان بيشتر است از‌ عقوبت كردن او، ‌و‌ اى ‌آن كسى كه‌ رضا ‌و‌ خشنودى او‌ بيشتر است از‌ غضب او.
«و يا‌ من‌ تحمد الى خلقه بحسن التجاوز». فلان يتحمد الى، اى: يمتن. يقال: من‌ انفق ماله على نفسه، فلا يتحمد به‌
على الناس. قاله فى الصحاح. (يعنى:) ‌و‌ اى ‌آن كسى كه‌ منت نهاده به‌ خلقان خود به‌ درگذشتن از‌ گناهان ايشان. حيث قال جل ‌و‌ عز: (و يعفو عن السيئات). «و يا‌ من‌ عود عباده قبول الانابه». يقال: عود كلبه الصيد فتعود، اى: صار عاده له. يشعر كلامه عليه السلام بان سقوط العقاب من‌ التوبه تفضل، ‌و‌ بان من‌ عاد الى المعصيه بعد التوبه ثم تاب ثانيا يقبل توبته تفضلا منه سبحانه. (يعنى:) ‌و‌ اى آنكه عادت فرموده بندگان خود را‌ به‌ پذيرفتن انابت ‌و‌ قبول نمودن بازگشت ايشان را‌ به‌ خود. حيث قال: (و هو الذى يقبل التوبه عن عباده). «و يا‌ من‌ استصلح فاسدهم بالتوبه». ‌و‌ اى ‌آن كسى كه‌ طلب صلاح كار تباه شدگان بندگان خود نموده به‌ توبه ‌و‌ رجوع از‌ معصيت. «و يا‌ من‌ رضى من‌ فعلهم باليسير». ‌و‌ اى آنكه خشنود شده است از‌ كردار ايشان به‌ اندكى. «و يا‌ من‌ كافى قليلهم بالكثير». الموجود فى النسخ: «كافى» بالياء. ‌و‌ الظاهر انه «كافا» بالهمزه بمعنى جازى، ‌و‌ انما يكتب بالالف ‌و‌ ان‌ جاز تخفيفه بقلبه الفا فى اللفظ. (يعنى:) ‌و‌ اى آنكه مكافات داده عمل اندك بندگان خود را‌ به‌ بسيارى از‌
ثواب. «و يا‌ من‌ ضمن لهم اجابه الدعاء». ‌و‌ اى آنكه ضامن شده بندگان را‌ به‌ اجابت دعاى ايشان. حيث قال: (ادعونى استجب لكم). «و يا‌ من‌ وعدهم على نفسه بتفضله حسن الجزاء». ‌و‌ اى آنكه وعده داده بندگان خود را‌ در‌ حالتى كه‌ بر‌ ذات با‌ رحمت خود لازم ساخته پاداش نيكو به‌ تفضل ‌و‌ مكرمت خود، نه از‌ روى عدل ‌و‌ استحقاق بندگان. حيث قال- عز من‌ قائل-: (قل يا‌ عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا‌ تقنطوا من‌ رحمه الله ان‌ الله يغفر الذنوب جميعا).
«ما انا باعصى من‌ عصاك فغفرت له». نيستم من‌ عاصى تر از‌ آنكه نافرمانى كرد تو‌ را‌ پس‌ آمرزيدى تو‌ او‌ را. «و ما‌ انا بالوم من‌ اعتذر اليك فقبلت منه». ‌و‌ نيستم من‌ ملامت زده تر از‌ ‌آن كه‌ عذر خواست از‌ تو‌ ‌و‌ در‌ پذيرفتى عذر او‌ را. «و ما‌ انا باظلم من‌ تاب اليك فعدت عليه». من‌ العائده- لا‌ من‌ العود- ‌و‌ هى الصله ‌و‌ العطف ‌و‌ الاحسان ‌و‌ المكرمه. (يعنى:) ‌و‌ نيستم من‌ ستمكارتر از‌ كسى كه‌ بدى كرد ‌و‌ بازگشت نمود به‌ سوى تو‌ پس‌ تو‌ مكرمت ‌و‌ احسان ‌و‌ تعطف نمودى بر‌ او.
«اتوب اليك فى مقامى هذا توبه نادم على ما‌ فرط منه».
فرط- بالتخفيف- فروطا- بالضم-: سبق ‌و‌ تقدم. يعنى: بازگشت مى نمايم ‌و‌ رجوع مى كنم به‌ سوى تو‌ در‌ اين جايگاه كه‌ قرار گرفته ام، مثل بازگشت ‌آن كسى كه‌ پشيمان باشد بر‌ آنچه پيش گرفته ‌و‌ صادر شده از‌ او. «مشفق مما اجتمع عليه». اى: خائف. من‌ اشفقت منه- يعنى: حذرته- لا‌ من‌ اشفقت عليه. فانا مشفق ‌و‌ شفيق، ‌و‌ انما يختلف المعنى بعلى ‌و‌ من. يعنى: حذر كننده ‌و‌ ترسنده از‌ آنچه گرد آمده است ‌و‌ مجتمع شده بر‌ او‌ از‌ گناهان. «خالص الحياء مما وقع فيه». شرمسار محض از‌ آنچه افتاده در‌ ‌آن از‌ معاصى مهلكه.
«عالم بان العفو عن الذنب العظيم لا‌ يتعاظمك». اى: لا‌ يعظم عليك. يقال: اصابنا مطر لا‌ يتعاظمه شى ء، اى: لا‌ يعظم عنده شى ء. (يعنى:) دانا به‌ آنكه عفو كردن از‌ گناه بزرگ تو‌ را‌ عظيم نمى نمايد. «و ان‌ التجاوز عن الاثم الجليل لا‌ يستصعبك». اى: لا‌ يصعب عليك. يقال: استصعب الامر: اى: صعب. (يعنى:) ‌و‌ دانا به‌ ‌آن كه‌ درگذشتن از‌ گناه بزرگ دشوار نمى نمايد تو‌ را. «و ان‌ احتمال الجنايات الفاحشه لا‌ يتكادك». الجنايه: الذنب ‌و‌ الجرم. ‌و‌ كل‌ سوء جاوز حده فهو فاحش. لا‌ يتكادك، اى: لا‌ يشق عليك.
(يعنى:) ‌و‌ دانا به‌ آنكه برداشتن بار گناهان فاحش متجاوز از‌ حد بر‌ تو‌ دشوار نمى آيد. «و ان‌ احب عبادك اليك من‌ ترك الاستكبار عليك». ‌و‌ به‌ درستى كه‌ دوست ترين بندگان تو‌ به‌ سوى تو‌ ‌آن كسى است كه‌ ترك سركشى نمايد بر‌ تو‌ ‌و‌ التجا به‌ درگاه تو‌ آورد. «و جانب الاصرار، ‌و‌ لزم الاستغفار». اصر على الشى ء: اقام به. مستعار من‌ اصر الحمار على العانه، اذا صر اذنيه ‌و‌ اقبل عليها. ‌و‌ فى بعض النسخ المعتبره الزاى فى «لزم» مفتوحه. (يعنى:) ‌و‌ دورى نمايد ‌و‌ به‌ كنار شود از‌ ايستادن بر‌ معاصى ‌و‌ درآويزد در‌ آمرزش ‌و‌ استغفار نمودن.
«و انا ابرا اليك من‌ ان‌ استكبر». اى: انا ابرا من‌ الاستكبار ملتجئا اليك. يعنى: من‌ بيزارى مى جويم از‌ استكبار ‌و‌ سركشى نمودن در‌ حالتى كه‌ پناه آورنده ام به‌ درگاه تو. «و اعوذ بك من‌ ان‌ اصر». ‌و‌ پناه مى جويم به‌ تو‌ از‌ اينكه اصرار نمايم بر‌ معاصى. «و استغفرك لما قصرت فيه». ‌و‌ آمرزش مى خواهم از‌ تو‌ جهت آنچه تقصير كرده ام در‌ آن. «و استعين بك على ما‌ عجزت عنه».
و استعانت ‌و‌ يارى مى خواهم از‌ تو‌ بر‌ آنچه عاجز شده ام از‌ ‌آن از‌ قيام به‌ وظايف عبادات.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. وهب لى ما‌ يجب على لك». بار خدايا، رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ ببخشاى مرا آنچه واجب است بر‌ من‌ كه‌ از‌ براى تو‌ به‌ عمل آورم از‌ اتيان به‌ عبادات ‌و‌ قيام بر‌ طاعات. «و عافنى مما استوجبه منك». ‌و‌ عافيت ده‌ مرا از‌ آنچه مستوجب ‌آن شده ام از‌ تو‌ به‌ سبب ارتكاب معاصى. «و اجرنى مما يخافه اهل الاساءه». فعل امر من‌ الاجاره. يعنى: ‌و‌ پناه ده‌ مرا از‌ آنچه مى ترسند از‌ ‌آن بدكرداران. «فانك ملى ء بالعفو». بالهمزه بعد الياء على صيغه فعيل. ‌و‌ فى نسخه: «ملى» مشدده الياء. قال الزمخشرى فى الاساس: هو ملى ء بكذا، اى: مضطلع به. ‌و‌ المضطلع: القوى. ‌و‌ «يقال: فلان مضطلع بهذا الامر، اى: قوى. ‌و‌ هو مفتعل من‌ الضلاعه، ‌و‌ هى القوه». قاله فى الصحاح. ‌و‌ العفو: التجاوز عن العقاب المستحق. من‌ عفا عن ذنبه، اى: تركه ‌و‌ لم يعاقبه. (يعنى:) پس‌ به‌ درستى كه‌ تو‌ قادرى به‌ عفو ‌و‌ درگذشتن از‌ عقابى كه‌ ما‌ مستحق ‌آن شده ايم. «مرجو للمغفره». اسم مفعول من‌ الرجاء بمعنى الامل من‌ باب عدا. ‌و‌ المغفره: تغطيه الذنب. من‌ الغفر، ‌و‌ هو الستر ‌و‌ التغطيه. ‌و‌ سمى المغفره به‌ لستره الراس.
(يعنى:) اميد داشته شده به‌ مغفرت ‌و‌ پوشانيدن گناهان. «معروف بالتجاوز». معروف ‌و‌ موصوفى به‌ درگذشتن از‌ گناهان. «ليس لحاجتى مطلب سواك، ‌و‌ لا‌ لذنبى غافر غيرك. حاشاك!». «حاشاك» بمعنى التنزيه. قال اللغويون: «حاش لله» له معنيان: التنزيه، ‌و‌ الاستثناء. ‌و‌ قوله تعالى: (حاش لله)، اى: معاذ الله. يعنى كلمه ‌ى‌ حاشا در‌ اين مقام يا‌ كلمه ‌ى‌ تنزيه است به‌ معنى: سبحانك، اى: انزهك عن امكان ان‌ يتصور للذنوب غافر غيرك. يا‌ كلمه ‌ى‌ استثناست. به‌ معنى: الا انت، ‌و‌ تاكيد باشد مر كلمه ‌ى‌ «غيرك» (را). يعنى: نيست مر حاجت مرا محل طلبى سواى تو. ‌و‌ نه مر گناه مرا آمرزنده اى غير از‌ تو. منزه مى دانم از‌ اينكه ممكن باشد آمرزنده اى غير از‌ تو. يا‌ تاكيد كند مر جمله ‌ى‌ سابقه را. يعنى: نيست آمرزنده اى الا تو.
«و لا‌ اخاف على نفسى الا اياك. انك اهل التقوى ‌و‌ اهل المغفره». اى: هو اهل ان‌ يتقى عقابه ‌و‌ اهل ان‌ يعمل له بما يودى الى مغفرته. (يعنى:) ‌و‌ نمى ترسم بر‌ نفس خود از‌ آنچه كرده است از‌ معاصى مگر تو‌ را. زيرا كه‌ تو‌ سزاوار آنى كه‌ ترسيده شوند از‌ عقاب تو‌ ‌و‌ سزاوار آنى كه‌ به‌ جاى آورند عملى كه‌ موجب مغفرت ‌و‌ آمرزش تو‌ باشد بر‌ ترسكاران. «صل على محمد ‌و‌ آل‌ محمد. ‌و‌ اقض حاجتى. ‌و‌ انجح طلبتى. ‌و‌ اغفر ذنبى». قال فى الصحاح: «قد انجحت حاجته، اذا قضيتها. ‌و‌ الطلبه- بفتح الطاء ‌و‌ كسر اللام-: الشى ء المطلوب.
يعنى: رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ محمد ‌و‌ برآر حاجت مرا. ‌و‌ روا كن مطلوب ‌و‌ مقصود مرا. ‌و‌ بيامرز گناه مرا. «و آمن خوف نفسى». الامن: ضد الخوف. ‌و‌ الخوف: الظن الذى يتعلق بحصول ضرر للظان فى المستقبل او‌ لفوات منفعه عنه. ‌و‌ كذا الخشيه. (يعنى:) ‌و‌ مبدل ساز ترس مرا به‌ امنيت. «انك على كل‌ شى ء قدير. ‌و‌ ذلك عليك يسير». القدير: الفعال لما يشاء على ما‌ يشاء. ‌و‌ لذلك لم يوصف به‌ غير البارى تعالى. ‌و‌ شى ء يسير، اى: هين. يعنى: به‌ درستى كه‌ تو‌ بر‌ همه چيز توانايى. كننده اى هر‌ آنچه را‌ مى خواهى بر‌ ‌آن وجهى كه‌ مى خواهى. ‌و‌ غفران ذنب ‌و‌ تبديل خوف به‌ امن ‌و‌ غير آنها بر‌ تو‌ آسان است. «آمين رب العالمين». در‌ «آمين» دو‌ لغت است: يكى به‌ مد الف، ‌و‌ ديگرى به‌ قصر الف على وزن فعيل. ‌و‌ از‌ اسماى افعال است. يعنى: استجب. ‌و‌ فى الحديث: «آمين خاتم رب العالمين». اى: ختم به‌ دعاء عبده، اى: يصونه ‌و‌ يمنعه من‌ افساده. ‌و‌ فى الحديث: «آمين درجه فى الجنه». قيل: معناه انه حرف يكتسب به‌ قائله الدرجه فى الجنه. يعنى: اجابت كن- بار خدايا- دعاى مرا، اى پروردگار ماسواى خود از‌ عالميان.

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط aliqoliaqa

متن عربی حکمت نهج البلاغه وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهِ صاحِبُهُ. ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی

و درود خدا بر او فرمود: سخت ترين گناهان، گناهي است که گناهکار آن را سبک شمارد.

ترجمه فیض الاسلام


امام عليه‏السلام (در ترغيب به ياد دادن به نادان) فرموده است: خداوند از نادانان عهد و پيمان نگرفت که ياد گيرند تا اينکه از دانايان عهد و پيمان گرفت که ياد دهند (وقتي بر نادان واجب گردانيد که ياد گيرند که بر دانا واجب گردانيده بود که او را ياد دهد و دانش خود را پنهان ننمايد).

ترجمه سید جعفر شهیدی

(و فرمود:) خدا بر عهده نادانان ننهاد که دانش آموزند تا بر عهده دانايان نهاد که بدانان بياموزند.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط aliqoliaqa

ترجمه فارسی نهج البلاغه به گروهي از سپاهيان
آموزش نظامي به لشکريان
هرگاه به دشمن رسيديد، يا او به شما رسيد، لشکرگاه خويش را بر فراز بلنديها، يا دامنه کوهها، يا بين رودخانه‏ها قرار دهيد، تا پناهگاه شما، و مانع هجوم دشمن باشد، جنگ را از يک سو يا دو سو آغاز کنيد، و در بالاي قله‏ها، و فراز تپه‏ها، ديده‏بانهايي بگماريد، مبادا دشمن از جايي که مي‏ترسيد يا از سويي که بيم نداريد، ناگهان بر شما يورش آورد، و بدانيد که پيشاهنگان سپاه ديدبان لشگريانند، و ديدبانان طلايه‏داران سپاهند، از پراکندگي بپرهيزيد، هر جا فرود مي‏آييد، با هم فرود بياييد، و هرگاه کوچ مي‏کنيد همه با هم کوچ کنيد، و چون تاريک شب شما را پوشاند، نيزه‏داران را پيرامون لشکر بگماريد، و نخوابيد مگر اندک، چونان آب در دهان چرخاندن و بيرون ريختن. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ وَصِيَّةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) وَصّى بِها جَيْشاً بَعَثَهُ إِلَى الْعَدُوِّ: فَإِذا نَزَلْتُمْ بِعَدُوٍّ أَوْ نَزَلَ بِکُمْ فَلْيَکُنْ مُعَسْکَرُکُمْ فِى ‏قُبُلِ‏ ‏الْأَشْرافِ‏، ‏أَوْ ‏سِفاحِ‏ ‏الْجِبالِ‏، أَوْ ‏أَثْناءِ الْأَنْهارِ، کَيْما يَکُونَ لَکُمْ ‏رِدْءاً، وَ دُونَکُمْ ‏مَرَدّاً، وَلْتَکُنْ مُقاتَلَتُکُمْ مِنْ ‏وَجْهٍ‏ أَوِ اثْنَيْنِ، وَ اجْعَلُوا لَکُمْ رُقَباءَ فِى ‏صَياصِى‏ الْجِبالِ، وَ ‏مَناکِبِ‏ ‏الْهِضابِ‏، لِئلّا يَأْتِيَکُمُ الْعَدُوُّ مِنْ مَکانِ مَخافَةٍ أَوْ أَمْنٍ. وَ اعْلَمُواْ أَنَّ مُقَدِّمَةَ الْقَوْمِ عُيُونُهُمْ، وَ عُيُونَ الْمُقَدِّمَةِ طَلائِعُهُمْ، وَ إِيّاکُمْ وَ التَّفَرُّقَ، فَإِذا نَزَلْتُمْ فَانْزِلُوا جَمِيعاً، وَ إِذَا ارْتَحَلْتُمْ فَارْتَحِلُوا جَمِيعاً، وَ إِذا غَشِيَکُمُ الَّلْيلُ فَاجْعَلُوا ‏الرِّماحَ‏ ‏کِفَّةً، وَ لا تَذُوقُوا النَّوْمَ إِلّا ‏غِراراً أَوْ ‏مَضْمَضَةً.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط aliqoliaqa
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جشن عروسی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
تجهیزات تالار پارس
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
روغن خراطین
بوتاکس چگونه تزریق می شود؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
تحلیل آماری
فروشگاه اسباب بازی بازیجو

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ